
از جمهوریت تا طالبان؛ دزدی تغییر شکل داده است.
از جمهوریت تا طالبان؛ آیا دزدی فقط نام یا شکل خود را تغییر داده است؟ این پرسش امروز بیش از هر زمان دیگری در افغانستان مطرح است، زیرا شواهد نشان میدهد که با تغییر نظام سیاسی، فساد متوقف نشده و صرفاً شکل و بازیگران آن تغییر کردهاند.
در دوره جمهوریت، فساد اغلب در قالب شبکههای اداری و قراردادی عمل میکرد و بر اساس منافع شخصی یا گروهی برخی مقامات بود، اما اکنون در حکومت طالبان، آنچه تغییر کرده است نه ماهیت فساد، بلکه شیوه توزیع آن است؛
امتیازدهی و دریافت حقوقهای بلند به نزدیکان، اقوام و وابستگان رهبری، جای خود را به حسابدهی و شفافیت داده است.
شهابالدین دلاور، رئیس جمعیت هلالاحمر طالبان، پسر خود را بهعنوان محافظ شخصی منصوب کرده و او از کمکهای بینالمللی، از جمله هلالاحمر قطر و ترکیه و صلیب سرخ نروژ و دانمارک، معاش دریافت میکند.
این اقدام، نمونهای آشکار از تغییر شکل فساد است: منابع بشردوستانه به جای خدمت به مردم، در اختیار نزدیکان مقامها قرار میگیرد.
همزمان، مقامات طالبان اعلام کردهاند که به دلیل زیاد بودن تعداد معلمان و داکتران، امکان افزایش معاش آنها وجود ندارد، اما ولسوالان و ملاهای نزدیک به قدرت از امتیازات و حقوقهای بلند برخوردار میشوند.
منتقدان میگویند این رویکرد تضادی آشکار با شعارهای اولیه طالبان در زمینه مبارزه با فساد و حمایت از مردم عادی دارد و پیامدهای جدی برای عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی دارد.
گماشتن اقوام در مناصب حساس، تعیین معاشهای امتیازی و بهرهگیری از منابع بینالمللی به سود حلقههای خاص، نشان میدهد که فساد نه پایان یافته و نه کاهش یافته، بلکه تغییر شکل داده و ساختاریتر شده است.
در غیاب سازوکارهای شفافیت و پاسخگویی، این روند میتواند نابرابریها و بیاعتمادیها را در جامعه عمیقتر کند و اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی را بیش از پیش تضعیف نماید.

