
سرخمی فصیحالدین فطرت و هویت لگدمال شده مردم، درد دل طالبان تاجیک.
در حالی که شمال افغانستان با تنشهای فزاینده بر سر معادن و اعزام گسترده نیروها روبهروست، سکوت مرگبار فصیحالدین فطرت بهعنوان لویدرستیز طالبان به موضوعی جنجالی بدل شده است.
منابع محلی در بدخشان و تخار میگویند فصیح الدین در اوج بحران و همزمان با اعزام هزاران نیروی تازه از طالبان پشتون ، وی نه موضعگیری علنی داشته و نه ابتکار عملی برای مدیریت تنشها نشان داده است؛ وضعیتی که از سوی منتقدان «نقش نمادین فرماندهی، بیغیرتی و سرخمی» توصیف میشود.
افزایش حضور نظامی در منطقه، این نگرانی را ایجاد کرده که بحران اقتصادی ـ اجتماعی معادن به یک چالش گسترده امنیتی تبدیل شود. باشندگان محلی میگویند بهجای پاسخگویی شفاف، طالبان پشتون رویکرد امنیتی در پیش گرفتهاند.
برخی چهرههای نزدیک به بدنه طالبان در شمال، بهویژه نیروهای تاجیک، بهصراحت میگویند که لویدرستیز بیش از آنکه نقش اجرایی و تصمیمساز داشته باشد، در جایگاه یک چهره نمادین قرار گرفته است.
آنان مدعیاند که در تصمیمهای کلان امنیتی، صدای مؤثری از سوی او شنیده نمیشود و همین مسئله احساس ناامیدی و خستگی را در میان بخش عظیمی از نیروهای محلی طالبان تاجیک افزایش داده است. به باور این منابع، ادامه این روند میتواند شکافهای درونی را میان طالبان عمیقتر کند.
همزمان، بحران معادن طلا و درگیریهای پراکنده میان باشندگان محل و نیروهای طالبان پشتون در ولایتهای بدخشان و تخار، فضای شمال را ملتهبتر ساخته است.
منابع نزدیک به طالبان تاجیک اعزام نیروهای پشتون را اقدامی برای چپاول گسترده معادن طلا و جلوگیری از گسترش اعتراضات مردمی عنوان میکنند.
منتقدان طالبان پشتون هشدار میدهند که اگر رهبری نظامی نتواند نقش فعال و ملموس ایفا کند، مدیریت صرفاً امنیتی نهتنها بحران را مهار نخواهد کرد، بلکه بر دامنه بیاعتمادی خواهد افزود.
در مقابل، منابع نزدیک به طالبان تأکید دارند که تصمیمها بهصورت متمرکز اتخاذ میشود؛ اما تا زمانی که لویدرستیز بهطور مستقیم و شفاف درباره تحولات شمال سخن نگوید، موج پرسشها و انتقادها فروکش نخواهد کرد.

