
پیام روشنی از اعتراضات مردم ایران برای طالبان: حکومت بدون رضایت مردم پایدار نیست.
اعتراضات گسترده و بیسابقه مردم ایران علیه دیکتاتوری دینی و ساختار سرکوبگر حاکم، بهعنوان یک هشدار جدی برای حکومتهای ایدئولوژیک منطقه، بهویژه طالبان، تلقی میشود.
این اعتراضات نشان میدهد که نادیدهگرفتن خواستهای اولیه شهروندان از جمله معیشت، اشتغال، رفاه اقتصادی، کرامت انسانی و احترام به حقوق فردی بهویژه حقوق زنان میتواند پایههای هر حکومت مستبدی را بهشدت متزلزل کند.
طالبان که همسایه ایران هستند، بهروشنی میبینند حکومتی که نتواند حداقلهای زندگی انسانی را تأمین کند، دیر یا زود با خشم و صدای بلند مردم روبهرو خواهد شد.
تحولات منطقهای و بینالمللی، از جمله تجربههای فروپاشی یا تضعیف حکومتهای اقتدارگرا و نیز بحرانهای فزاینده در ساختار حاکمیت دینی ایران، پیام روشنی برای طالبان دارد: تداوم حکومت با اتکا به زور، انحصار قدرت، فساد و سرکوب، راهی پایدار نیست.
تجربه حکومتهای منزوی نشان میدهد که بیتوجهی به اراده عمومی، حذف مشارکت سیاسی، و بیاعتنایی به مطالبات اجتماعی، زمینهساز بحران مشروعیت و ناپایداری ساختاری میشود؛ بحرانی که میتواند آینده هر نظام بستهای را با چالش جدی مواجه سازد.
در افغانستان، عملکرد طالبان طی بیش از چهار سال گذشته از جمله محدودسازی آموزش، نقض گسترده حقوق زنان، سرکوب آزادیهای مدنی، تمرکز مطلق قدرت و بیاعتنایی به اعتراضات، نارضایتی عمیقی در جامعه ایجاد کرده است، بهویژه در شمال و شمالشرق کشور.
بسیاری از ناظران تأکید میکنند که خروج کشور از وضعیت بحرانی کنونی تنها از مسیر اصلاحات واقعی، پذیرش رأی و رضایت مردم، و حرکت بهسوی یک نظام پاسخگو و فراگیر ممکن است.
تحولات ایران میتواند جایگاه طالبان را در سطح منطقه تضعیف کند و این پیام را منتقل سازد که آینده پایدار، بدون احترام به حقوق شهروندان و گفتوگوی ملی، دستیافتنی نیست.

